السيد محمد حسين الطهراني
222
الله شناسى (فارسى)
بدينگونه متعيّن و ظاهر شدهاند . حقّاً و تحقيقاً ما نمىتوانيم وحدت و وحدانيّت خودمان را انكار كنيم ؛ و ايضاً در عين حال ، اين تعدّد و تعيّن و تكثّر قوا امرى است غير قابل ترديد . نفس وحدانى ما ، به قواى باطنيّه و آنگاه به قواى ظاهريّه امر مىكند و از ما بدين واسطه كارهائى سر مىزند كه داراى عنوان كثرات هستند ؛ ولى در عين حال وحدت ما در اين افعال و قوا به جاى خود باقى است . بنابراين قواى باطنيّهء ما ، خود ماست در آن ظهورات ؛ و قواى ظاهريّهء ما مثل ديدن و شنيدن ما نيز خود ماست در اين ظهورات . تعدّد در قواى ما كه موجب عُزلت گردد غلط است . وحدت است كه در مظاهر و مجالى خود ظهور و تجلّى كرده است ؛ همچنين است اين امر راجع به حضرت سبحان : خود اوست نه غير او كه در اين آيهها و آئينهها و مظاهر و مجالى ظهور نموده است . تعدّدى كه مستلزم عزلت شود غلط است ؛ وحدت است در كثرت ، وحدت حقيقى در كثرت اعتبارى . حقّ سبحانه و تعالى ، خالق است در مرتبهء عالى و مخلوق است در مرتبهء دانى . آمِر است در مقام بالا ، مأمور است در مقام پائين . راحم است در افق مبين ، مرحوم است در نشئهء أسفل السّافلين . ابيات راقيهء ميرزا محمّد رضا قمشهاى در وحدت موجود چقدر خوب و عالى و دلنشين فرموده است عارف و اصل ما : آنِ خداى دان همه مقبول و ناقبول * مِنْ رَحْمَةٍ بَدا وَ إلَى رَحْمَةٍ يَئولْ از رحمت آمدند و به رحمت روند خلق * اينست سرّ عشق كه حيران كند عقول خَلقان همه به فطرت توحيد زادهاند * اين شرك عارضى بود و عارضى يزول